یک تووو وسط زندگی ام گم شده است....

خرید بک لینک



لیلی، بنشین خاطره ها را رو کن / لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

لیلی تو بگو، حرف بزن، نوبت توست / بعد از منو جان کندن من، نوبت توست

لیلی، مگذار از دم خود دود شوم / لیلی مپسند این همه نابود شوم

لیلی بنشین سینه و سر آوردم مجنونمو خونا به جگر آوردم

مجنونم و خون در دهنم میرقصد / دستان جنون در دهنم ، میرقصد

مجنون تو هستم که فقط گوش کنی / بگذاریمو باز فراموش کنی

دیوانه تر از من چه کسی هست، کجاست؟ / یک عاشق اینگونه از این دست ، کجاست؟

تا اخم کنی دست به خنجر بزند / پلکی بزنی به سیم آخر بزند

تا بغز کنی درهمو بیچاره شود / تا آه کشی، بند دلش پاره شود

ای شعله به تن، خواهر نمرود، بگو / دیوانه تر از من چه کسی بود؟ بگو

آتش بزن این قافیه ها سوختنیست / این شعر پر از داغ تو آتش زدنیست

ابیات روانی شده را دور بریز / این درد جهانی شده را، دور بریز

من را بگذار عشق زمین گیر کند / این زخم سراسیمه مرا پیر کند

این پچ پچه ها چیست؟ رهایم بکنید / مردم خبری نیست، رهایم بکنید

من را بگذارید که پامال شود / بازیچهی اطفال کهنسال شود

من را بگذارید به پایان برسد / شاید، لتو پارم به خیابان برسد

من را بگذارید بمیرد، به درک / اصلا برود ایدز بگیرد، به درک

من، شاهد نابودی دنیای منم / باید بروم دست به کاری بزنم

حرفت همجا هست، چه باید بکنم؟ / با این همه بن بست، چه باید بکنم؟

لیلی، تو ندیدی که چه با من کردند / مردم چه بلاها به سرم آوردند

من عشق شدم مرا نمی فهمیدند / در شهر خودم مرا نمی فهمیدند

این دغدغه را تاب نمی آوردند / گاهی، همگی مسخره ام می کردند

بعد از تو به دنیای دلم خندیدند / مردم، به سراپای دلم، خندیدند

در وادی من چشم چرانی کردند / در صحن حرم تکه پرانی کردند

در خانهی من، عشق خدایی میکرد / بانوی هنر هنرنمایی میکرد

من، زیستنم قصهی مردم شده است / یک تو وسط زندگی ام، گم شده است

اوضاع، خراب است، مراعات کنید / ته ماندهی آب است، مراعات کنید

از خاطره ها شکرگذارم بروید / مال خودتان دارو ندارم، بروید

لیلی، تو ندیدی که چه با من کردند / مردم چه بلاها به سرم آوردند

من، از به جهان آمدنم دلگیرم / آماده کنید چوخه را، میمیرم

در آینه یک مرد شکستهست هنوز / مرد است که از پا ننشستهست هنوز

یک مرد که از چشم تو افتاد شکست / مرد است ولی خانهات آباد، شکست

در جادهی خود یک سگ پا سوخته بود / لب بر لبو دندان به زبان دوخته بود

در مسند آوار اگر جغد منم / باید که در این فاجعه پرپر بزنم

اما اگر این جغد به جایی برسد / دیوانه اگر به کدخدایی برسد

ته ماندهی یک مرد اگر برگردد / صادق، سگ ولگرد اگر برگردد

معشوق اگر زهر محیا بکند / داوود نباشد که دری وا بکند

این خاطرهی پیر، به هم میریزد / آرایش تصویر، بهم میریزد

ای روح، مرا تا به کجا میبریام / دیوانهی این سراب خاکستریام

میسوزمو میمیرمو جان میگیرم / با این همه هربار، زبان میگیرم

در خانهی من پنجره ها می میرند / بر زیر و بم باغ، قلم می گیرند

این پنجره تصویر خیالی دارد / در خانهی من مرگ توالی دارد

در خانهی من سقف فرو ریختنیست / آغاز نکن این الک آویختنیست

بعد از تو جهان دگری ساختهام / آتش به دهان خانه انداختهام

بعد از تو خدا خانه نشینم نکند / دستان دعا بدتر ازینم نکند

من پای بدی های خودم می مانم / من پای بدی های توهم می مانم

لیلی، تو ندیدی که چه با من کردند / مردم چه بلاها به سرم آوردند

آوارهی آن چشم سیاهت شدهام / بیچارهی آن طرز نگاهت شدهام

هربار مرا می نگری می میرم / از کوچهی ما می گذری، می میرم

سوسو بزنی شهر چراغان شده است / چرخی بزنی آینه بندان شده است

لب باز کنی آتشی افروخته ای / حرفی بزنی دهکده را سوخته ای

بد نیست شبی سر به جنونم بزنی / گاهی سرکی به آسمونم بزنی

من را به گناه بی گناهی کشتی بانوی شکار، اشتباهی کشتی

بانوی شکار، دست کم میگیری؟ / من جان دهم آهسته توهم می میری

از مرگ تو جز درد مگر می ماند؟ / جز واژهی برگرد، مگر می ماند؟

این ها همه کم لطفی دنیاست عزیز / این شهر مرا با تو نمی خواست، عزیز

دیوانه ام، از دست خودم سیر شدم / با هرکس هم نام تو درگیر شدم

ای تف به جهان تا ابد، غم بودن / ای مرگ بر این، ساعت بی هم بودن

یادش همه جا هست، خودش نوش شما / ای ننگ برو مرگ بر آغوش شما

شمشیر بران دست که برگردنش است / لعنت به تنی که در کنار تنش است

دست از شبو روز، گریه بردار گلم / با پای خودم میروم این بار، گلم

علیرضا اذر - هم مرگ

مردها گاهی فهمیدن می خواهند...

ما را در سایت مردها گاهی فهمیدن می خواهند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 12:58

صفحه بندی